ميرزا مهدى نواب طهرانى

33

دستور الأعقاب ( فارسى )

ابراهيم در خفا صورت عرض و مدّعاى خود را در خلوص بندگى و اطاعت و انقياد معروض داشت ، مقبول افتاد : عند تقلّب الاحوال تعرف جواهر الرجال . در فتنهء لطفعلى خان كه در پر دلى و دلاورى خط نسيان و رقم بطلان بر ناصيه پور زال و روئين تن اسفنديار كشيدى ، همچنانكه با امراى قاجار كه هريك يگانهء ميدان پيكار و خلاصهء روزگار زار بودند ، كرّ و فرهاى مردانه و دستبردهاى دليرانه نمود ، در جمع معارك و مهالك پايمردى و مردانگى همچنان بفشرد كه جهانيان را عسرت و مخاصمين را حيرت آمد . من جمله در مصافى با حشرى از مردان كار و پروردگان پيكار كه رمح سنان را از لعل بتان و زهر رماح را از تجرّع راح و خانه زين را از بستر حور العين خوب‌تر و نيكوتر داشتند و مىپنداشتند با هيأتى آراسته و هيبتى پيراسته پى سپار صحراى پيكار و ره نورد ميدان نبرد گرديد . هنگاميكه سپاه زنگ بر جنود باصره راه بينش و بينائى به غايت تنگ بگرفته بود به يك دفعه بر اردوى آسمان شكوه شاهنشاهى تاختن خواستند ، كشتن گرفتند و كوشش مردانه نمودند . كماة و رماة آن سپاه البرز و الوند را از ايشان وقار و ثبات بايستى آموخت ، بجاى بايستادند ، جلافت نياراستند و جلادت ننمودند ، تا طليعهء صبح كه طليعهء نصرت بود دميدن گرفت و نسيم فيروزى وزيدن . لطفعلى خان چون حال چنان ديد بر اسبى صرصرتك و پولاد رگ و صاعقه‌انگيز گردون تن و عفريت دل كوه تحمّل برنشست ، از معركه ستيز معبر گريز پيش گرفت :